X
تبلیغات
پیکوفایل
رایتل

دانلود دعا از نوحه با صدا مداحی جدید مولودی روایت حکایت داستان حدیث ۹۰

حکایت درباره وسواس وسوسه

حدیث احادیث درمورد داستان حکایت حکایات روایات درباره وسواس وسوسه


در ادامه مطلب

 وسواس 
قال الله الحکیم : (من شر الوسواس الخناس الذى یوسوس ‍ فى
صدور الناس ) (ناس : آیه 5-4)

: بگو پناه مى برم از شر وسوسه شیطانى که کارش وسوسه در دلهاى مردمان است .
امام صادق علیه السلام : ساءلت اءباعبدالله عن الوسوسة و ان کثرت فقال لا شى ء فیها تقول لا اله الا الله (811)
: از حضرت صادق سئوال شد از وسوسه اگر چه زیاد باشد چه کنم ؟ فرمود: چیزى نیست (زیاد) ذکر لا اله الا الله را بگو.
شرح کوتاه :
شیطان بر آدمى مسلط نمى شود بوسوسه کردن وقتى که انسان از ذکر خدا اعراض کرد و امر حق را کوچک شمرد و نواهى را انجام داد، معلوم مى شود که معلول وسوسه اى بود که شیطان در دل رخنه کرده بود.
وسوسه چیزیست که از خارج قلب با اشاره دل و مجاورت طبع و خیال بوقوع مى پیوندد.
هرگاه وسوسه در قلب جا کرد، شخص را به سرگردانى و ضلالت مى کشاند. پس از فریب شیطان نباید ایمن شد؛ و دائما به مراقبت حال باید مشغول بود و در هر حال به یاد خداوند آگاه و ناظر بود، تا به صید وسوسه دچار نشد و از التجاء به حق نباید غافل شد که او بهترین یاور در دفع وسواس ‍ شیطانى است .(812)


1- ارادت 
مردى نزد رسول خدا صلى الله علیه و آله آمد عرض کرد: اى رسول خدا من منافق شدم ، فرمود: به خدا سوگند تو منافق نشده اى ، اگر منافق بودى نزد من نمى آمدى که مرا بآن آگاه مى کنى ، چه چیزى تو را بشک انداخته ؟ بگمانم آن دشمن حاضر بخاطرت آمده و بتو گفت : کى تو را آفریده ! تو گفتى : خدا مرا آفریده .
پس بتو گفت : چه کسى خدا را آفریده ؟ گفت : به آن خدائى که ترا مبعوث کرده دست همان است که شما مى فرمائید.
پیامبر فرمود: شیطان از راه عمل خودتان نزدتان مى آید چون بر شما دست نمى یابد، از راه وسوسه در ذهن بسراغ شما مى آید تا شما را گمراه کند، هر گاه چنین چیزى پیش آمد خدا را به وحدانیت یاد کنید (تا خیالات شیطانى از شما دور شود)(813)


2- فرصت ندادن به وسوسه شیطان 
روزى یکى از بازرگانان متدین در صحن مقدس امام حسین علیه السلام در کربلا؛ جمعى نشسته بود و گفتگو مى کرد. در این وقت یک نفر آمد و در وسط صحن به آنها گفت : فلان تاجر از دنیا رفت . بازرگان مذکور تا این سخن را شنید، به حاضران گفت : آقایان گواه باشید که این تاجر تازه گذشته ، فلان مبلغ از من طلبکار است .
یکى از حاضران گفت : چه موجب شد که این سخن را در این وقت بگویى ؟
بازرگان گفت : من مبلغى را از این تاجر فوت شده ، قرض گرفتم ، و هیچ گونه سندى به او نداده ام ، و هیچ کس جز خودش اطلاع نداشت ، ترسیدم شیطان با وسوسه خود مرا گول بزند، و این مبلغ را به بهانه اینکه کسى اطلاع ندارد به ورثه او ندهم ، شما را گواه گرفتم ، تا براى شیطان هیچ گونه فرصت و راه طمع به سوى من باقى نماند و توطئه شیطان را جلوتر نابود نمایم (814)


3- وسوسه و اثر وضعى عمل 
مرد سقائى در شهر بخارا بود و سى سال به خانه زرگرى آب مى برد و هیچ نظر بدى از او دیده نشد.
روزى سقا آب به منزل زرگر برد و چشم او به دست زن زرگر افتاد و به وسوسه افتاد و او را تقبیل کرد و لذت برد.
ظهر زرگر وارد منزل شد عیالش گفت : امروز تو در دکان چه کار بدى کرده اى ؟ گفت : هیچ ، اصرار کرد و مرد زرگر گفت :
زنى براى خرید دستبند به دکانم آمد و من خوشم آمد، و بوسوسه بازوى او را گرفتم و او را بوسیدم .
زن گفت : الله اکبر. مرد گفت : چرا تکبیر گفتى . زن جریان سقا و بوسیدن او را گفت ؛ که اثر وضعى عمل تو، باعث شد سقائى که سى سال با چشم پاک به خانه ما رفت و آمد داشت اینکار را کند.(815)


4- شیطان در سه حال 
علت اینکه حاجیان در سه جا از زمین منى سنگ به شیطان (رمى جمره ) مى زنند(816) اینست که : وقتى ابراهیم در خواب دید که خداوند مى فرماید: اسماعیل را ذبح کن ، بدون آنکه جریان را به اسماعیل بگوید به فرزندش ‍ فرمود: پسرم طناب و کارد را بردار تا به این دره برویم و مقدارى هیزم تهیه کنیم . شیطان بصورت پیرمردى سر راه ابراهیم آمد و گفت : چه کار مى خواهى بکنى ؟ گفت : امر خدا را مى خواهم انجام بدهم . شیطان گفت : این شیطان در خواب به تو دستور داده این کار را انجام دهى ؛ ابراهیم او را شناخت و طرد کرد.
وسوسه در ابراهیم اثر نکرد نزد اسماعیل آمد و جریان کشتن را به اسماعیل گفت ، اسماعیل فرمود: براى چه ؟ گفت : پنداشته که پروردگارش او را به این کار دستور داده . فرمود: اگر امر خدا باشد قبول کنم . شیطان براى وسوسه نزد هاجر مادر اسماعیل رفت و جریان را گفت . هاجر فرمود: علاقه اى که ابراهیم به اسماعیل دارد او را نخواهد کشت ، شیطان گفت : او خیال کرده خدا او را دستور داده است ؟
هاجر فرمود: اگر خدا گفته باشد ما تسلیم او هستیم ، شیطان دور شد و نتوانست ابراهیم را از این دستور الهى به وسوسه منحرف کند، لذا سه جا ابراهیم سنگ بطرف شیطان انداخت تا دور شود؛ خدا به این خاطر، این عمل را سنت قرار داد تا حاجیان هر ساله آنرا تکرار کنند.(817)


5- وسوسه در وضو
یکى از مسلمانان در وضو گرفتن وسواس داشت یعنى چندین بار اعضاء وضو را مى شست ، ولى به دلش نمى چسبید و آن را نادرست مى خواند و تکرار مى کرد.
عبدالله بن سنان مى گوید: به حضور امام صادق علیه السلام رفتم و از آن مسلمان صحبت کردم و گفت : با این که او یک مرد عاقل است در وضو گرفتن وسواس دارد.
امام فرمود: این چه عقلى است که در او وجود دارد، و چگونه مرد عاقلى است ، با این که از شیطان پیروى مى کند!
گفتم : چگونه از شیطان پیروى مى کند؟
فرمود: از او بپرس این وسوسه که به او دست مى دهد، و وسواسى که دارد از چیست ؟ خود او در جواب خواهد گفت : از کار شیطان است .(818)

.


۱۳۸