X
تبلیغات
رایتل

دانلود دعا از نوحه با صدا مداحی جدید مولودی روایت حکایت داستان حدیث ۹۰

سیزدهم صفر سال 303 هجرى قمرى چهاردهم صفر سال 127 هجرى قمرى

 چهاردهم صفر سال 127 هجرى قمرى



در ادامه مطلب

سیزدهم صفر سال 303 هجرى قمرى
وفات احمدنسایى (صاحب سنن نسایى )
ابوعبدالرحمن احمدبن شعیب بن على ، و به روایتى دیگر احمد بن على بن شعیب بن على ، معروف به نسایى ، صاحب کتاب ( السّنن الکبیر ) یکى از منابع معتبر و معروف روایى اهل سنّت ، در سال 215 قمرى در منطقه نساء (از مناطق خراسان بزرگ ) دیده به جهان گشود.
در آغاز نوجوانى به دنبال تحصیل علم رفت . بدین منظور از روستاى خود به بغلان (در طخارستان ) در نزد قتیبة بن سعیدبن جمیل (عالم معروف منطقه ) رفت . پس از چندى به نیشابور، سپس به حجاز، مصر، عراق ، جزیره (سرزمین هاى دجله و فرات )، شام و ثغور مهاجرت کرد. وى پس از مدتى گشت و گذار علمى و زیارتى ، در محله قنادیل مصر، ساکن گردید.(115)
نسایى پس از تلاش هاى فراوان علمى ، به یکى از دانشمندان بزرگ عصر خویش تبدیل شد. درباره ویژگى هاى شخصى اش گفته شد: داراى چهار همسر، خوش خوراک و یک روز در میان روزه مى گرفت و هر روز یک مرغ بریان تناول مى کرد.(116)
نسایى در رشته هاى حدیث ، فقه ، رجال و درایه ، سرآمد روزگار خود بود. به طورى که برخى گفته اند: وَ کان اءفقه مَشایخ مِصر فى عصره ، و اءعلمهم بالحدیث و الرّجال .(117)
وى داراى تاءلیفات چندى است که برخى از آن ها، معروف و مشهور است . برخى از نوشته هاى وى عبارتند از: 1 - السنن الکبیر (جامع روایى اهل سنت ). 2 - خصائص على علیه السّلام . این کتاب که جزئى از سنن کبیر او است ، درباره ویژگى ها و فضایل امام على بن ابى طالب علیه السّلام به رشته تحریر آورده است . نوشتن این کتاب براى وى سنگین تمام شد و در جوامع اهل سنت ، به ویژه در میان نواصب و خوارج منطقه شام ، به شیعه گرى متهم شد و با وى در این باره برخورد نامناسب و ناروایى به عمل آوردند.
3 - مسند على علیه السّلام . 4 - عمل یوم و لیلة . این کتاب در برخى از چاپ هاى سنن کبیر، جزیى از این کتاب به حساب مى آید و گاهى به طور جداگانه چاپ و منتشر شده است . 5 - التفسیر. درباره تفسیر قرآن کریم است . 6 - فضائل الصّحابة . 7 - کتابى درباره کنیه ها.(118)
درباره وى گفته شد: مدتى امارت شهر ( حمص ) (از توابع شام ) را بر عهده داشت .(119)
نسایى در اواخر عمر خود از مصر به شام مسافرت کرد. در آن هنگام نوشتن کتاب خصائص على علیه السّلام بسیار معروف شده بود. به همین جهت هنگامى که وارد شام شد، به تحریک بدخواهان و رشک ورزان هر روز عده اى براى وى مزاحمت هایى به وجود مى آوردند.
در این باره ، تاریخ ‌نگاران و سیره نویسان سخن هاى زیادى گفته اند. از جمله این که گفته شد: گروهى بر او خورده گرفته و وى را مورد اعتراض قرار دادند. چون او درباره امام على بن ابى طالب علیه السّلام کتاب ( خصائص ) را نوشته بود ولى درباره شیخین (ابوبکر و عمر) کتابى تاءلیف نکرده بود. این گلایه به وى گفته شد. وى در پاسخ منتقدان خود گفت : هنگامى که وارد دمشق شده بودم ، در مردم انحراف هاى زیادى درباره حضرت على علیه السّلام مشاهده کردم . همین امر سبب گردید که کتابى درباره فضایل آن حضرت به عنوان ( خصائص ) تاءلیف کنم . تا شاید خداوند سبحان به وسیله آن ، اهالى دمشق را هدایت کند.
نسایى پس از کتاب خصائص على علیه السّلام ، کتابى با عنوان ( فضایل صحابه ) تاءلیف کرد.
در آن زمان به وى گفتند: چرا فضایل معاویه را در این کتاب ، نقل نکردى ؟
وى در پاسخ گفت : براى معاویه چه فضیلتى نقل کنم ؟ من فضلى براى او نیافتم مگر این که پیامبر صلّى اللّه علیه و آله درباره او فرموده بود: اءللّهم لاتشبع بطنه ؛ خدایا هیچ گاه شکمش را سیر مگردان .(120)
پس از این گفت وگو، بدخواهان و بى خردان دمشق بر وى هجوم آورده و به صورت تحقیرآمیزى ، شکنجه و آزار دادند و وى را بیمار نمودند.
نسایى از آن ماجرا، جان سالم به در نبرد و بر اثر همان آزارها، بدرود حیات گفت .
وى سفارش کرد که او را از دمشق خارج کرده و به رمله (در منطقه فلسطین ) ببرند. به روایتى دیگر سفارش کرد که وى را به مکه معظمه ، منتقل نمایند.
درباره تاریخ وفات ، محل وفات و محل دفنش ، اتفاقى در میان تاریخ ‌نگاران نیست . برخى مى گویند: وى در رمله ، وفات یافت و در بیت المقدس دفن شد. برخى دیگر مى گویند: وى در شام یا رمله وفات یافت و جسدش را به مکه منتقل کردند. برخى هم گفته اند: وى در حال بیمارى از شام به مکه رفت و در مکه وفات یافت و میان صفا و مروه دفن شد. تاریخ وفات وى را برخى شعبان سال 302 قمرى و برخى دیگر صفر سال 303 قمرى دانسته اند.(121)
اکثر مورخان ، سیزده صفر سال 303 قمرى را صحیح تر از موارد دیگر مى دانند.
به هر تقدیر، مردى از دانشمندان اهل سنت ، به جرم دوستى امام على بن ابى طالب علیه السّلام و خاندان رسول اکرم صلّى اللّه علیه و آله ، به دست سنیّان متعصّب و نادان کشته گردید.
چهاردهم صفر سال 127 هجرى قمرى
خلع ابراهیم بن ولید از خلافت 
ابراهیم بن ولید، پس از درگذشت برادرش یزیدبن ولید در ذى حجه سال 126 قمرى ، بنا به سفارش برادرش ، به خلافت رسید.
در آن هنگام میان پسرعموهاى بنى امیه از تیره مروانیان بر سر تصاحب کرسى خلافت ، رقابت و دشمنى سختى بود.
هر کدام از آنان که از توانایى و توانمندى بیشترى برخوردار بودند، خود را براى تصاحب کرسى خلافت شایسته تر مى دیدند و همین امر، موجب شورش و درگیرى هاى نظامى میان آنان مى گردید.
ابراهیم بن ولید که ولى عهد برادرش یزیدبن ولید بود و پس از او به خلافت رسید، رقیبان سختى چون مروان بن محمد داشت . به همین جهت خلافت وى از آغاز، از استحکام و اطمینان کاملى برخوردار نبود. مردم شام ، گاهى وى را به خلافت سلام مى کردند و گاهى به امارت .
مروان بن محمد، معروف به مروان حمار و مروان جعدى که در عصر خلافت یزیدبن ولید شورش کرده و به سوى شام هجوم آورده بود، با یزید مصالحه کرد که حکومت تمام سرزمین هایى که عبدالملک بن مروان ، به پدرش محمدبن مروان سپرده بود، به او بسپارد.
یزید نیز سرزمین هاى جزیره (مناطق میان دجله و فرات )، ارمنستان ، موصل و آذربایجان را به مروان سپرد.
مروان حمار که از قدرت بالایى برخوردار بود، پس از درگذشت یزید، خلافت برادرش ابراهیم را به رسمیت نشناخت و براى سرنگونى وى از ارمنستان به سوى شام لشکرکشى کرد.
سلیمان بن هشام از سوى ابراهیم بن ولید با یکصدوبیست هزار سپاهى به نبرد با مروان حمار پرداخت و مروان تنها هشتادهزار نیروى جنگى داشت . میان دو طرف ، جنگ سختى درگرفت . ولى سپاه مروان بر سپاه سلیمان بن هشام پیروز شد و تعداد هفده هزار تن از آنان را کشته و به همین مقدار اسیر گرفتند. باقیمانده سپاه سلیمان بن هشام به سوى حران ، مقر خلافت ابراهیم بن ولید عقب نشینى کردند.
سپاهیان مروان حمار بر تمامى شهرها و مناطق اسلامى تسلط پیدا کرده و بر آن ها، عاملانى از خود به حکومت گماشتند.
مروان حمار، پیروزمندانه وارد دمشق شد و از مردم این شهر براى خویش بیعت گرفت و ابراهیم بن ولید را پس از گذشت سه ماه از خلافتش ، خلع کرد. سپس به حران رفت و ابراهیم بن ولید و سلیمان بن هشام که در حران بودند، از او امان خواستند. مروان به آنان امان داد و آن دو با مروان حمار بیعت کردند.
بدین ترتیب مروان بن محمد به عنوان آخرین خلیفه امویان ، بر خلافت دست یافت و رقیب خود را از کار بر کنار کرد.
ابراهیم بن محمد پس از واگذارى امر خلافت به مروان حمار، در شام زندگى مى کرد. تا این که در سال 132 قمرى با شکست مروان حمار در برابر جنبش عباسیان و سقوط شهر دمشق ، وى به همراه بسیارى از امویان به دست انقلابیون عباسى کشته شد و پرونده خلافت امویان بسته گردید.(122)