X
تبلیغات
نماشا
رایتل

دانلود دعا از نوحه با صدا مداحی جدید مولودی روایت حکایت داستان حدیث ۹۰

روایات درباره قران - قرآن

حدیث احادیث درمورد داستان حکایت حکایات روایات درباره قران - قرآن


در ادامه مطلب

قرآن 
قال الله الحکیم : ( ان هذاالقرآن یهدى للتى هى اءقوم ) (اسراء: آیه 9)
:همان این قرآن به استوارترین طریق هدایت مى کند.
پیامبر صلى الله علیه و آله : ما آمن بالقرآن من استحل محارمه (612)
:ایمان به قرآن نیاورده است کسى که حرام آنرا حلال بشمارد.
شرح کوتاه :
قارى قرآن احتیاج به سه چیز دارد: قلب خاشع و بدن فارغ از مشاغل و جاى خالى از اغیار.
پس هر وقت قارى قلبش براى خدا خاشع شد، هر آینه شیطان رجیم از او دور خواهد شد.
و چون از اسباب دنیویه فارغ باشد موجب تجرد قلب براى قرائت قرآن مى شود. و چون جاى خلوت براى قرائت اختیار کند، آنگاه روحش با خداوند انس مى گیرد، و حلاوت مکالمه با خداوند را مى یابد و انواع الطاف و کرامات از قرآن برایش آشکار خواهد شد.(613)


1 - توجه به خلق یا خالق 
شخص همواره ملازم در خانه عمر بن خطاب بود. به خانه او مى آمد تا کمکى مادى نصیبش شود. عمر از دست او خسته شده و به او گفت : اى آقا به در خانه خدا هجرت کرده اى یا به در خانه عمر؟ برو قرآن بخوان و از تعلیمات قرآن بیاموز، که تو را از آمدن به درب خانه ام بى نیاز مى سازد.
او رفت ، و ماهها گذشت و دیگر نیامد. عمر جستجو کرد و اطلاع پیدا کرد که او از مردم دورى کرده و در جاى خلوتى به عبادت اشتغال دارد.
عمر به سراغ او رفت و به او گفت : مشتاق دیدار تو شدم (و آمدم از تو احوال بپرسم )، فلانى بگو بدانم ، چه چیزى سبب شده که از ما دور گشتى و بریدى ؟!
او در پاسخ گفت : قرآن خواندم ، قرآن مرا از عمر و آل عمر بى نیاز ساخت . عمر گفت : کدام آیه را خواندى که چنین تصمیم گرفتى ؟
او گفت : قرآن مى خواندم ، به این آیه رسیدم (و فى السماء رزقکم و ما توعدون ، روزى شما با همه وعده ها که بشما دادند در آسمان (بامر خدا مقدر) است (614).)
با خود گفتم : رزق و روزى من در آسمان است ولى من آن را در زمین مى جویم ، پس براستى بد مردى هستم . عمر از این سخن تحت تاءثیر قرار گرفت و گفت : راست مى گوئى (615).


2 - پیامبر و قرآن 
یکى از ویژگیهاى عرفانى پیامبر صلى الله علیه و آله ماءنوس بودن با قرآن بود. سعد بن هشام گوید: نزد عایشه همسر رسول خدا صلى الله علیه و آله رفتم و از اخلاق آن حضرت پرسیدم ؛ او بمن گفت : آیا قرآن مى خوانى ؟ گفتم : آرى ، اخلاق رسول خدا (مطابق ) قرآن است .
آهنگ صداى رسول خدا صلى الله علیه و آله چنان بود که قرآن را از همه مردم زیباتر و دلرباتر مى خواند. چنانکه انس بن مالک خدمتکار پیامبر صلى الله علیه و آله مى گوید: رسول خدا صلى الله علیه و آله هنگام خواندن قرآن ، آهنگ صدایش را مى کشید.
ابن مسعود که از کاتبان وحى بود، مى گوید یک روز رسول خدا صلى الله علیه و آله به من فرمود: مقدارى قرآن بخوان تا من گوش کنم .
من سوره مبارکه نساء را مى خواندم تا رسیدم به آیه 41
(و کیف اذا جئنا من کل امة بشهید و جئنا بک على هؤ لاء شهیدا : چگونه باشد آن هنگام که از هر امتى گواهى آریم و تو را براى این امت بگواهى خواهیم ).
همین که این آیه قرائت شد، دیدم چشمان رسول خدا صلى الله علیه و آله پر از اشک شد، سپس فرمود: (دیگر بس است )(616).


3 - احمد بن طولون 
احمد بن طولون یکى از پادشاهان مصر بود. وقتى که از دنیا رفت از طرف حکومت وقت ، یک قارى قرآن را با حقوق زیادى اجیر کردند تا روى قبر سلطان قرآن بخواند. روزى خبر آوردند که قارى ، ناپدید شده و معلوم نیست به کجا رفته ! پس از جست و جوى زیاد او را پیدا کردند و پرسیدند: چرا فرار کردید؟ جراءت نمى کرد جواب بدهد، فقط مى گفت : من دیگر قرآن نمى خوانم .
گفتند: اگر حقوق شما کم است دو برابر این مبلغ را به تو مى دهم ! گفت : اگر چند برابر هم بدهید نمى پذیرم . گفتند: دست از تو بر نمى داریم تا دلیل این مساءله روشن شود. گفت : چند شب قبل صاحب قبر احمد بن طولون به من اعتراض کرد که چرا بر سر قبرم قرآن مى خوانى ؟
گفتم : مرا این جا آورده اند که برایت قرآن بخوانم تا خیر و ثوابى به تو برسد.گفت : نه تنها ثوابى از قرائت قرآن به من نمى رسد، بلکه هر آیه اى که مى خوانى آتشى بر آتش من افزوده مى شود، به من مى گویند: مى شنوى ؟ چرا در دنیا به قرآن عمل نمى کردى ؟ بنابراین مرا از خواندن قرآن براى آن پادشاه بى تقوا معاف کنید(617).


4 - پانصد قرآن بالاى نیزه 
در صفین چون موقعیت شامیان بخطر افتاد و معاویه احساس شکست نمود، با عمروعاص به مشورت پرداخت که چه کند تا از شکست حتمى نجات یابد. عمروعاص پیشنهاد داد: هر که قرآنى دارد بالاى نیزه بلند کند و مردم عراق را به حکومت قرآن بخوانید.
ابوطفیل از اصحاب امام مى گوید: صبح لیلة الهریر مشاهده کردیم که جلو سپاهیان شام چیزهائى شبیه پرچم دیده مى شود. چون هوا روشن شد، ملاحظه کردیم که قرآنها را روى نیزه بسته اند، و قرآن بزرگ مسجد شام را روى سه نیزه نصب کرده و ده نفر آن را بلند مى کنند، و در هر یک از پنج قسمت لشکر صد قرآن و مجموعا پانصد قرآن را در بالاى نیزه ها مقابل سپاه عراق قرار دادند و چنین شعار مى دادند: خدا را خدا را درباره دینتان این کتاب خدا است حاکم میان ما و شما(618).
امام على علیه السلام فرمود: خدایا تو مى دانى که هدف اینها قرآن نیست ، تو خود میان ما و اینها حکم کن که تو حاکم بر حقى .
عمل مردم شام موجب شد که در میان اصحاب امام اختلاف ایجاد شد، دسته اى ساده اندیش گفتند: دیگر براى ما جنگیدن جایز نیست ، که اینها ما را به کتاب خدا مى خوانند. دسته دیگر گفتند: کار معاویه حیله است و نباید فریب خورد. این اختلاف سبب گردید که معاویه از جنگ خلاص شد و به مقصود خود رسید(619).


5 - ناپلئون 
ناپلئون روزى درباره مسلمین فکر کرد و پرسید: مرکز آنان کجاست ؟ گفتند: مصر. وقتى با یک مترجم به کشور مصر مسافرت کرد، و به کتابخانه وارد شد. مترجم قرآن را باز کرد و این آیه آمد: (براستى که دین قرآن هدایت مى کند بآنچه درست و محکمتر است و بر مؤ منان بشارت مى دهد(620))، وقتى مترجم این آیه را براى او خواند و ترجمه کرد؛ از کتابخانه بیرون آمد و شب را تا صبح بفکر این آیه بود. صبح باز به کتابخانه آمد و مترجم آیاتى دیگر از قرآن را برایش ترجمه کرد.
روز سوم هم مترجم از قرآن براى او ترجمه کرد و خواند. ناپلئون از قرآن سئوال کرد. گفت : اینان معتقدند که خداوند قرآن را بر پیامبر آخرالزمان محمد صلى الله علیه و آله نازل کرده است و تا قیامت کتاب هدایت آنان است .
ناپلئون گفت : آنچه من از این کتاب استفاده کردم اینطور احساس نمودم که (اول ) اگر مسلمین از دستورات جامع این کتاب استفاده کنند روى ذلت نخواهند دید. (دوم ) تا زمانیکه قرآن بین آنها حکومت کند، مسلمانان تسلیم ما غربیها نخواهند شد؛ مگر ما بین آنها و قرآن جدائى بیفکنیم .(621)